محمد الريشهري
140
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
سخن به ميان مىآيد و او مىگويد : " خدا را شكر كه ما را به رياستطلبى يا دنيادوستى يا فلان خصوصيت مبتلا نكرد " يا مىگويد : " پناه به خدا از بىشرمى و بىتوفيقى " . يا مىگويد : " خدا ما را از فلان چيز ، حفظ كند ! " . حتّى مجرّد حمد و شكر گفتن خدا براى چيزى ، اگر از آن فهميده شود كه شخصى كه صحبتِ او در ميان بودهاست ، صفتى مخالف آن چيز را دارد ، اينخود ، غيبت است كه شخص با عبارت دعا و در لباس اهلِ صلاح و پاكى كرده است و قصدى جز اين ندارد كه در قالب نوعى گفتار ، عيب او را بگويد ؛ گفتارى كه هم غيبت در آن هست ، هم ريا و هم ادّعاى دور بودن از رذايل ؛ كه اين ادعا خود ، نقطه افتادن در ورطه رذايل و بلكه در زشتترينِ آنهاست . يكى ديگر از موارد غيبت ، اين است كه گاهى اوقات ، فرد از كسى كه مىخواهد غيبتش را بكند ، در ابتدا تعريف و تمجيد مىنمايد . مثلًا مىگويد : " خوش به حال فلانى ! در عبادات كوتاهى نمىكند ، امّا گاه دستْخوش سستى در عبادت مىشود و مثل همه ما كم صبر و حوصله مىشود " . اين غيبت كننده ، خودش را نكوهش مىكند ، امّا مقصودش اين است كه هم ديگرى را نكوهش كند و هم به تقليد از پارسايان ، كه خودشان را نكوهش مىكنند ، خويشتن را بستايد . چنين كسى هم غيبتگر است ، هم رياكار و هم خودستا و بنا بر اين ، همزمان ، سه گناه و زشتكارى را در خود فراهم آورده است ؛ ولى از روى نادانى گمان مىكند كه از افراد پاكدامن و مبرّا از غيبت است . آرى . شيطان ، اين چنين ، افراد نادان را به بازى مىگيرد ؛ افرادى را كه خود را به علم يا عمل مشغول داشتهاند ، امّا راه را به درستى نمىشناسند . شيطان ، اين افراد را تعقيب مىكند و با مكر و دسيسههاى خود ، اعمال [ عبادى ] آنها را بر باد فنا مىدهد و به آنان مىخندد .